تبلیغات
همکلاسی های علم و فن - وقتی که دل تنگی
 
همکلاسی های علم و فن
درباره وبلاگ


وبلاگ گروه کامپیوتر دانشگاه علم و فن ارومیه

مدیر وبلاگ : آقای تکنولوژی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :





این که از کجا شروع کنم رو فراموش کردم, این که دیگه اصلا شروع کنم یا نکنم رو هم دارم فراموش می کنم.

این بار اصلا سلام هم نمی کنم. سلام کنم به کی به این زندگی که روز خوبشم ناراحتیم روز بدشم؟

یه آهنگ گوش می کردم می گفتم " این نیز بگذرد ", ما که ندونستیم تا کی قراره بهمون بگذرد مگه ما چقدر طرفیت داریم؟

چند روزی از اون شب می گذره:

نرو که دلم همش می گیره از من سراغ تو رو


هنوز خبری از اون انسان ابله که داره با اون رفتارش آزار میده هم نشده.

تازه این یکی هم اومده میگه بیا شروع کنیم.


خدایا میشه چند لحظه من توجه کنی؟
به خدایی خودت, به این ماه رمضونت
باور کن دهنمون سرویس شده
باور کن احساس کم آوردگی می کنیم.
هر  بار که دیدم مردم چطور با پارتی کلی کار می کنن  هر وقت اومدیم حرفی بزنیم گفتن پارتی ما خداست!!!!
هر بار که دنبال نون بودیم یه قدم از ما جلو تر داشته می رفته به امید خدا
هر بار که به پستی رسیدم  دنبال بلندی هم بودیم به امید خدا
نمی دونم چرا همیشه ما تو پستی هستیم و باید به بالاسرمون اونایی که تو بلندی هستن نگاه کنیم.

خدا جون آخه قوربون اون بزرگی و عظمتت بشم, کی قراره یه حالی بهمون بدی باور کن دیگه خسته ایم از اینکه بهت بگیم " خدا جون دقت کردی الکی الکی داریم پیر میشیم و به هیچ آرزویی نرسیدیم ".

خدا جون باور کن به قول مجیک " بهار ما گذشته شاید "
تا کی باید هر روز صبح به خودمون سیلی بزنیم

هرچند دیگه صورت ها مون کرخ شده

حالم از هرچی نسبت فامیلی داره بهم می خوره.

لعنت به رفیقی که فقط نقش مگس رو بلده بازی کنه.

لعنتی به این زندگی که هرچی دوست داره ازت می گیرم

تابسون هم داره اعصاب خورد می کنه ها, یه بارون هم نمی باره بریم زیر بارون کسی نفهمه داریم گریه می کنیم.
لعنت به هرچی آدم کفتار صفت هستش.

یه دوست دختر هم نداریم, الان که ماه رمضونه نتونیم بریم کافی شاپ پول هامون بمونه تو جیبمون.


محل کار : از اولش که وارد میشی تا لحظه ایی که خارج بشی یا با مشتری درگیری یا با همکارا در هر صورت باید اعصابت خورد بشه
مسیر رفت یا برگشت : اگه پیاده باشی سوار نکردن ماشین ها ( البته اگه مذکر هستیم ماشالله خانوم ها تو آسمون ها میرن) و گرمای آفتاب و دهن روزه صافت می کنه وقتی هم که ماشین داری ترافیک و پول بنزین و خرابی باشین و جای و پارک و هزار تا کوفت و زهر مار دیگه اعصابت رو خط خطی می کنه.
خونه: خونه هم که میرسی یا یه نادونی یه اس ام اسی میزنه گند میزنه بهت یا تو خونه به اندازه کافی فکر و خیال هست که حس رفتن رو نداری ( البته نه به خاطر اینکه از مشکلات فرار کنی خونه نری بلکه به خاطر اینکه هیچ کاری نمی تونی بکنی نمی خوای بری خونه )

این خیلی حس بدی هستش که اطراف چند مدل آدم باشن :
گروه اول : آدم هایی که بهت احتیاج دارن
گروه دوم : ادم هایی که هم تراز خودت هستن
گروه سوم : آدم هایی که نیازی به تو ندارن

حالا چرا این رو گفتم, به این دلیل که وقتی آدمی که هم تراز خودته ازت کمک بخواد نهایتا 1 یا 2 بار می تونی کمکش کنی, وای به حالت که اون کسی که از تو پایین تره ازت کمک بخواد و تو با اینکه می دونی نمی تونی کاری بکنی ولی اون قدر تو دلت آشوب هستش , اون قدر خودت رو می خوری که چرا نمی تونی کمک کنی که داغون میشی. و لعنت خدا به اون کسیایی باشه که از تو بالاترن ولی کمکت نمی کنن تازه زیر پات رو هم خالی می کنن.


به قول سیاوش می گه :

                            الهی دل خوشی باشه پناهت
                            
                          گل های رازقی تن پوش راهت

                         الهی خوش خبر باشه قناری
        
                       بخون تا خروس خون چشم به راحت


دم همه بابا مامان هایی که بچه ها شون رو دوست دارن گرم, دم همه مامان بابا هایی که بچه ها شون رو دوست ندارن هم گرم, اصلا دم همه مامان بابا ها گرم که هرچی میکشن از دست بچه هاشون می کشن.
        
                 
نگاهی می کنی
مگه عاشق ندیدی
یا شاید دیدی و رسوا ترین عاشق ندیدی
یا ما مجنونیم و خونه خرابی عالمی داره
یا عشقت مونده و دست از سر ما ور نمی داره
خداییش فرقی هم انگار نداره
یا اگه داره دل رسوای ما بند کرده و بازم گرفتاره



چند روز پیش با یکی داشتم بحث می کردیم بهم گفت می دونی امید چیه ؟
گفتم امید چراغ راهه, امید تبلوری از اون چیزیه که تو آینده می خوای یا دوست داری انجام بدی
یه لبخند به معنی های مختلف بهم زد گفت نه امید تنها یه چیزی
امید اون چیزی که آدمی داره که هیچی نداره , امید اون چیزی که کسی داره که هیچ برنامه ایی نداره , امید اون چیزی که کسی که هیچ هدفی نداره داره.


از اون روز تا الان ذهنم درگیر اینه که : من , تو و خیلی از ما هایی که امید داریم   برنامه نداریم , هیچ هدفی نداریم یا کلا هیچی نداریم؟


دلم برای کی تنگ شده؟
دلم برای خیلی ها تنگ شده , از همشون مهم تر دلم برای گریه تنگ شده.

این همه درد سر فایده نداره
دیگه تو تو دلم جایی نداری
دیوونه , دیوونه که دلش هرجا میره
میمونه , میمونه تا که از راه در میره




از تموم دنیا تو فقط مونده بودی
تو فقط دل خوشی من واسه زندگی بودی


یکی از بهترین آهنگ هایی که تا به حال شنیدم داره پخش میشه:


گریه کن گریه قشنگه
گریه سهم دل تنگه
گریه کن گریه غروره
مرهمه این راه دوره
سر آواز حق حق
خالی کن دلی که تنگه
گریه کن گریه قشنگه
گریه قشنگه
گریه سهم دل ننگه
گریه کن گریه قشنگه

وای که امروز این پوشه سیاوش قراره دهن من رو صاف کنه


بعضی وقتی ها که میای
سر روی شونم میزاری
تموم قصه ها رو از دل من ور میداری
اما این فقط یه خوابه خواب پشت پنجره
وقت بیداری بازم غم میشینه تو حنجره
غم میشینه تو حنجره



پایان پیام!
آقای تکنولوژی!


پ.ن: دلم برا علی بابا تنگ شده, دلم برا اون شب هایی که خلوت می کردیم تنگ شده
پ.ن1: میسی کارکن درخواست قرار کرده
پ.ن2: ای بابا خدایا دلم پره تو واسم سخت نگیر , قسم به این ماه خودت , ماه بهار قرآنت زندگی همه مردم رو آسون کن
پ.ن3: به قول مجیک و پاشا

sen beni ömründe bir an sevseydin

benden sana dert olmaz,bunu bil

nasıl güllerin pembe dilleri varsa,

senin gülden bedenin var,

bunu bil


پ.ن3 و یکم : اگه از تو دور بشم من با یادت چه کنم, اگر از یادت دور بشم من با خاطراتت چه کنم

پ.ن4: الهم عجل الولیک الفرج





نوع مطلب :
برچسب ها : رمضان، ماه میهمانی خدا، سیاوش قمیشی، همکلاسی های علم و فن و ماه رمضان، موسسه آموزش عالی علم و فن ارومیه و ماه رمضان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 30 تیر 1392
آقای تکنولوژی
یکشنبه 30 تیر 1392 11:59 ب.ظ
پ.ن:گاندی میگه
هر کاری که تو زندگیت انجام میدی ناچیزه...
ولی خیلی مهمه که انجامش بدی
چونکه غیر تو کسی انجامش نداده
مثل وقتی که یکی پا تو زندگیت میذاره
و نیمی از تو بهت میگه "آمادگیشو ندارم"
و نیمه دیگت میگه
"یه کاری کن تا ابد مال خودت بشه"

با بخش اول حرف اش موافقم.

امیر

تو میدونی که من همیشه منتظر چی تو زندگیم بودم...؟تو هتوز فرصت داری...
تو 22 سالگی گاندی سه تا بچه داشت .
و موزارت هم 30 تا سمفونی ساخته بود .
و بادی هالی تو اون سن مرد.

دوستی یکبار بهم گفت:اثر انگشتمون هرگز از زندگی اونایی که دوستشون داریم،پاک نمیشه
این برای همه صدق میکنه؟
یا به نظرت این یه مزخرف شاعرانه هست؟

امیر

تنها چیزی که از فردا میدونم این است که خدا قبل از خورشید بیدار است. از او میخواهم که قبل از همه در کنارت باشه و راه را برایت هموار کند...


"God miss you"
"I'm forgive them"



آقای تکنولوژیبا این همه تفاسیر ولی
فردا بهترین روز زندگی هستش
یکشنبه 30 تیر 1392 09:27 ب.ظ
سر به هوای من......؟؟؟؟
حالا که نقل قول کردی بذار ادامه شو من بگم:
Sen beni ömründe bir an sevseydin
Benden sana dert olmaz bunu bil
Nasıl güllerin pembe dilleri varsa
Senin gülden bedenin var bunu bil
Verdiğin en mükemmel aşk ızdırabım
Boş yere etme şikayet tutar ahım

Bir kere insan yerine koy aşkımı
Sevdim anlatamadım

Sana değmez..
Bu sitemler sana değmez
Kalbime bir hançer sapla vur gitsin
Beni aldattın bunu bile bile kahretsin
Sana kızmıyorum
Sana son sözüm...
Unut gitsin

ببین پسر؟؟؟؟؟حالا همه ما خوب است،،اما تو باور نکن،حتی "بهار من گذشته شاید"،،اما تو باور نکن...
گفتی،بذار بگم!!!باور میکنی اگه بگم سهراب هم دروغ گفته بهمون؟؟حتی سهراب؟؟باور میکنی؟
هرکجا رفتیم
در قفس هیچ کسی کرکس نبود،
کرکس ها بیرون قفس
منتظر آخرین نفس های انسانیت
نشسته اند.
چشمهایت را بشوی
سالهاست این دیار تشنه،
رنگ آب به خود ندیده است.
رختهایت را بپوش
سینه هایت عریانند
نامحرمی شاید
ببرد خبر ما را
تا کوی روزگار نامردی.
شقایق دیگر نیست
و زندگی هم
ایستگاه قبل
پیاده شده بود

پسرکم؟؟؟.......خوش مرام نکن،یه این بارو بسه دیگه........امیر بسه دیگه،بی بهاریم رو به رخم نکش دیگه
بسه...

دوستت دارم
آقای تکنولوژیمشکوک میزنی ها با زنده باد بهار نسبتی نداری؟

مجموعا بهار رو ولش کن با الان تابستونه و رمضون رو بچسب
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر