تبلیغات
همکلاسی های علم و فن - چقدر آبروی دلم را خریده اند این سه نقطه ها...
 
همکلاسی های علم و فن
درباره وبلاگ


وبلاگ گروه کامپیوتر دانشگاه علم و فن ارومیه

مدیر وبلاگ : آقای تکنولوژی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
بچه که بودم دیوار خونمون اینجوری بود،،احساس میکردم دیوار خونمون پر از جواهره و همیشه هم دوست داشتم درشون بیارم ولی نمیشد!!!چند روز پیش داشتم سر صبحی یه مسیری رو قدم زنان طی میکردم که رسیدم به یه دیوار این شکلی،،،بهش دست کشیدم و همه بچگی هام اومد جلو چشمم!!!!درخت سربه زیر شاه توت حیاطمون یادم افتاد و صدای بچه هایی که توی کوچه قایم موشک و هفت سنگ بازی میکردن و یه پسر بچه شارلاتان با درجه 7ریشتر زلزله!!!!!!بقیه مسیر رو ابری و دلتنگ ادامه دادم...

http://www.upload7.ir/imgs/2014-01/96057024205176816428.jpg
یه سلام و یه خسته نباشین!زندگیتون بخیر
دو سه پستی هست که هی در مورد پدیده ی دانشجو آزاره "امتحانات" مینویسم تو این آیتم،که البته برا خودمم یه کوچولو کلیشه ای شده!!!واسه ما که خوش نگذشت ولی هرچی بود این یه ماه هم گذشت!!اساتید گروههای دیگه رو نمیدونم ولی اساتید گروه ما خیلی شیک و مجلسی و بصورت متحدالشکل همگی با اون سوالای مرگ آسا اساسی خدمتمون رسیدن!!!میگم مهندس قضیه چیه اساتید گروه این ترم آب از دستشون نمی چیکه،،؟؟،،میفرماین که اهداف والایی واسه گروه داریم!!!!!!!!!!!!خاستم بگم مهندس نکنه میخاییم یه کشور جدید تاسیس کنیم بعد اسمشم بذاریم قوقوریو!!!(گروه ماهم که پر از سوسانو)!حالا هرچی!!تبریک واسه معدل الفی ها و تسلیت و تاسی واسه رفوزه ها(یکیش خودم)!!!ظاهرا قراره از 7بهمن هم امر انتخاب واحد رو شروع کنیم و دوباره روز از نو و روزی از نو!!عیب نداره دلمونم واسه دانشگاهو برو بیاش و یه سری اشخاص دوست و نادوست و بخصوص اون افرادی که تاغچه بالا میذارن تنگ شده!!ای بابا؟؟!!!دانشجو هست دیگر،گاهی دلش میخواهد دل تنگ شود!



و خواب آدمهایی را میبینی که بهشان فکر نمیکنی و قاعدتا تو را نباید بشناسن،ولی میشناسند در خواب...!فکرشو بکنین؟؟؟ذهن خسته آدماها شب میشینه واسه خودش از بین همه این تصویر و موضوعی که تو خودش ذخیره کرده یه چیزایی می بافه و ما هم بهش میگیم خواب!حالا با تعبیر یا بی تعبیر بماند!!!!و همین جا بود که هی میگفتم خواب دیدم که تعبیر شده ای؟؟!!!

زندگی ما آدما گاهی شبیه همین فیلم های بی سر و ته میشود،،لبخندهای زورکی و ابراز احساسات مکانیکی و افعالی که نه سر دارد و نه ته!!!فعل و انفعالاتی ست بین افرادی که هرکدام از یک گوشه کادر می آیند و گوشه دیگر نفله می شوند!!ما جسم داریم ولی معلوم نیست روح را در کجای این هراتآباد رها کرده ایم کنار خیابان تا بشود یک کودک سر راهی و گیر هزارو یک بدتر از خودمان بیفتد!
روح که نباشد ،داخل گنجه خاطرات را خوب بگرد شاید احساس آنجا گور به گور کرده خود را،،حال تو لبخند زورکی تحویل بده و هزارویک نفرین انباشته در دلت!
ناشناس که باشی راحت تر مینویسی،،راحت ترشحات ذهنیت را می پاشی روی کاغذ!!!!!!!!ناشناس که باشی حواشی تو را از متن جدا نمیکنن،،تو را درگیر هذیانات روزگار نمیکنند!!!
ناشناس که باشی بیم نداری از نبودن ها!!!!نمیترسی از رفتن آدمها...

میخوام یه مدتی نباشم،،ولی این همه مزخرفات و چرندیاتی که وول میخورن از مغزم و باید بنویسم رو نمیدونم چیکار کنم؟؟!!یه جورایی عادت کردم به تایپ کردن و کمتر رو کاغذ نوشتن،خیلیم بده البته!!!!!!!از آدمهای روزگار هم شکار نیستم،هرکسی اخلاقی داره و هرکسی رفتار خاص خودشو داره و در واقع شعور و شخصیت هم به شکل یکسان بین آدمها توزیع نشده،،یه جورایی باید درک کرد!!من دور آدمها سیم خاردار نمیکشم.عادت کردم به این محیط ولی!


پ ن1:امروز روز خوبی بود،،حداقل خیلی وقت بود که هم تکنولوژی و هم من دلو نزده بودیم تو قلب طبیعت!!مرسی خدا!
پ ن2: دنیا یه چیزی کم داره!!!از من نپرس،فقط کم داره ...
پ ن3: نویسنده کسی ست که دلیل نوشتن دارد،و دلیل نخواندن!!!!من کجا جا ماندم؟؟!!!؟؟؟!
پ ن4: غم ها به من پیله می کنند،،بغض میکنند و در چشم های تو پروانه میشوند!!!چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پ ن5:

 

 

Senin Kimin Kimsen Yok mu Keder

 

Benim Bildiğim Misafirlik Dediğin, Üç Gün Deyince Biter






نوع مطلب : از هر سو، 
برچسب ها : چقدر آبروی دلم را خریده اند این سه نقطه ها...،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 3 بهمن 1392
m 2 f
دوشنبه 7 بهمن 1392 11:49 ق.ظ
- نویسنده کسی است که بتواتد روح خواننده را با خود همراه سازد.
- چند وقت پیش من هم به خونه قدیمی مون رفتم،همه جا رنگ بوی گذشته رو داشت صدای دعواهای من و صابر،بوی غذای مامان و ...وای که چقدر دلم براشون تنگ شده
- حال من هم خوب است ولی تو باور نکن.
m 2 f/ من با تو چنانم ای نگار یمنی،،،،خود در غلطم که من توام یا تو منی...!!!داداشم بدقلق میخامت ها!!یعنی خیلی بد فرم!!!
تو حالت خوش باد و سرت آرام!!!
جمعه 4 بهمن 1392 10:58 ب.ظ
سلام
واقعـــــــــــــــا خسته نباشین!
عجب اساتیـــــــــدی دارین شماو استادهای ما که میگفتن هر سوالی شما میخوایین رو براتون طراح کنیم. هر نمره ایی میخواین رو براتون ثبت کنیم...
وضع همه رشته ها مثل شما بود و همه مراقب ها مثل دوتا فرشته شب اول قبر...
گذشت این روزا ولی خیلی سخت.
ارزوی موفقیت..
m 2 f/متشکرمممممممممممممم!!همچنین آرزوی موفقیت
جمعه 4 بهمن 1392 07:05 ب.ظ
سلام.خیلی مطالب خوبی نوشتی.خواستم بدونم واقعا اینا رو از ته دلت مینویسی ؟؟؟؟؟؟؟؟
m 2 f/ممنوم!!!!!مطالبی که میخونین از جایی کپی نشدن و تماما به قلم خودمم نگاشته میشه و طبیعتا هم چیزی که از قلم جاری میشه باید زاییده ذهن و دل باشه.
جمعه 4 بهمن 1392 02:44 ب.ظ
سلام من به تو این پاک روان اب جاری رودخانه دوستیم
میای لایه بکشیم؟
7 بهمن آخه چه انتهاب واحدیه ها ها ها ها....
دستانت را به گرمی می فشارم و قدم هایم را محکم بزمین می کبم که در قدم هایت سستی ایجاد نشود
m 2 f/پ ن پ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟من که دیوونه لایی کشیدنم!!!البته با پیکان
سرده سردم!!!!!!!مهلت آوار نده
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر