تبلیغات
همکلاسی های علم و فن - رهگذر خاطراتم
 
همکلاسی های علم و فن
درباره وبلاگ


وبلاگ گروه کامپیوتر دانشگاه علم و فن ارومیه

مدیر وبلاگ : آقای تکنولوژی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
هنوزم دستای گرمت
جایی امنی واسه گریست
تو قشنگی مثل بارون
من دلم پر از گلایست
هنوزم تو این هیا هو
تویه این بغض شبونه
من و گنجشک های خونه
دیدنت عادتمونه
پشت پنجره هنوزم چشم به راهت می شینم
ای که بی تو خودمو تک تنها می بینم
پشت پنجره هنوزم چشم به راهت می شنم
ای که بی تو خودم تک تنها می بینم
ما دوتا پنجره بودیم
گفتی که باید بمیریم
دیوارا همه خراب شد
ولی ما هنوز اسیریم
ما هنوزم مثل مرداب
مست آینه کویریم
ما همونیم که می خواستیم
خورشید و با دست بگیریم
گریه هام حروم شدن کاری بکنم
چشم من بیا کاری بکن
گریه هام حروم شدن کاری بکن
چشم من بیا کاری بکن
وقتی که به تو رسیدم
هنوزم آهو نفس داشت
هنوزم چلچله تو
تو چشاش غم قفس داشت
کاش اصلا گریه نمی کرد
تو شبای بی پناهی

این همه خاطره من بود
امشب به خاطر یه سری چیزای بی خود رفتم سراغ دفتر خاطراتم, دفتر خاطراتی که بعد از این شعری که بالا نوشتم دیگه توش هیچی نوشته نشد.
دفتر خاطراتی که هر بار باز می کنم و با این صفحه هاش برخورد می کنم
هر بار میشکنم
هر بار به این فکر می کنم که اگر اون خاطرات تا الان واقعیت میشد چی میشد؟
هر بار به این فکر می کنم که برنده ام یا بازنده؟
هر بار به خیلی چیزا فکر می کنم
هر بار به قول مجیک به این فکر می کنم که چرا کلی سوال بی جواب دارم؟
هر بار به این فکر می کنم که به قول مجیک کی باید جواب این سوال ها رو بده؟
و هر بار 3 دقیقه و 20 ثانیه لازم هست تا کل خاطرات همین یه قطه شعر یا آهنگ کلا حالم و رو عوض کنه و من فقط سکوت غرق در اندوه بشم.
هر بار تنها چیزی رو که کنترل می کنم بارون چشمامه
هر بار بارها و بارها 3 دقیقه و 20 ثانیه

سهم من از بوسه باد چی بگم ... ای داد و  بیداد.



پایان پیام!
آقای تکنولوژی!


پ.ن: آخه چرا این طوری رفتار می کنید؟ با کی مشکل دارین؟
پ.ن1: هنوز هم هر بار که از جلوی پنجره می گذرم به امید دیدنت خم میشم و امید وارانه چند ثانیه در حال گذار نگاه می کنم تا شاید ببینمت.
پ.ن2: تو که از حالم خبر نداری!
پ.ن3: حالا اما دیگه وقت رفتنه.........................
پ.ن4: دلم برات تنگ شده تو چی؟





نوع مطلب : آقای تکنولوژی می نویسد!، 
برچسب ها : هر بار، غم، غصه های آقای تکنولوژی، حسن شماعی زاده، پشت پنجره هنوزم چشم به راهت می شینم،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 9 بهمن 1392
آقای تکنولوژی
شنبه 12 بهمن 1392 10:46 ب.ظ
برنامه های طنزتون رو زیاد کنید
آقای تکنولوژی/ الوووو
شنبه 12 بهمن 1392 10:44 ب.ظ
هر که دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش

خیلی دوری ،مرا دریاب
آقای تکنولوژی/ من بی تو هیچم
تو باورم نکن
شنبه 12 بهمن 1392 10:39 ب.ظ
گلگینن دردیمی سویلویوم سنه
گور منی نه گونه سالدی محبت
اوقدر ظلملرایلدی منه قلبیمی دورغادی محبت
گور منی نه گونو سالدی محبت
آقای تکنولوژی/ دوغردان که ازلدن بیر بلاده محبت
شنبه 12 بهمن 1392 10:37 ب.ظ
سلام امیر جان نجسن
آقای تکنولوژی/ یاشاسین آذربایجان
جمعه 11 بهمن 1392 02:44 ب.ظ
slm manam daneshjuye elm v fan budam ke enseraf dadamkhoshhalam ke weblogetuno peyda kardam hadeaqal khateratam zende mishejalebe
آقای تکنولوژی/ سلام
خوشحالم که از قدیمی ها هستید و ما می توین از تجربه شما استفاده کنیم
ما رو تنها نزارید
چهارشنبه 9 بهمن 1392 01:18 ق.ظ
حکایت همه ما اینه. یه مشت خاطره.
ولی منشین غصه مخور. میگذرد شیرین است
آقای تکنولوژی/ بله!
چهارشنبه 9 بهمن 1392 01:12 ق.ظ
دیوانه ی من؟؟؟؟
یه جا سعدی میگه "بر که توان نهاد دل تا زتو واستانمش؟؟؟"
یادمه یه بار تو همین وبلاگ نوشته بودم زمین بصورت احمقانه ای گرد هستش!بازم میگم!!!میفهمی که؟؟!یه بارم خاستم یه جایی یه تابلویی نصب کنم!!میدونی میخاستم روش چی بنویسم؟؟ "تمام عمر خندیدم!!!تمام عمر که شوخی نیست!
هه!!تموم درد من اینجاست تو هرکاریم کنی خوبی!!!چه وقتایی که بد هستی،،،چه و قتایی که آرومی!بسه پسر منو عذاب نده!!!تو بلند شدی!
آقای تکنولوژی/ تا وقتی که زمین به به طور احمقانه ایی گرد هستش و من دیوانه دیگه هیچی...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر