تبلیغات
همکلاسی های علم و فن - سیستم جدید من در نگارش های ترم جدید
 
همکلاسی های علم و فن
درباره وبلاگ


وبلاگ گروه کامپیوتر دانشگاه علم و فن ارومیه

مدیر وبلاگ : آقای تکنولوژی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
خوب یه سلام به همه همکلاسی های علم و فن

یه سلام به برو بچه های ورودی  خودم (911 )

یه سلام دوستانه به برو بچه های ترم ۳  ورودی های بعد ما (912)
یه سلام دیگه داریم برای یه سری دیگه از ورودی ها (921) که این ترم در حال تحصیل ترم دوم هستن

و نهایتا سلامی به شما دوستان ورودی جدید ( 922 )


سلام

خوب از اونجایی که من تصمیم گرفتم ۶ دوره با ورودی ها همکلاس بشم این ترم هم در راستای همین تصمیم با تمام ورودی هایی که بالا گفتم همکلاسی هستم ( یعنی هم ترم ۱ هم ترم ۲ هم ترم ۳ هم ترم ۴ ) خیلی هم لذت بخش هستش.

از اونجایی که ما داریم یواش یواش از بین دوستان میریم من اول از همه از دوستان ترم ۲ و ترم ۱ درخواست می کنم تا همکاریشون رو با تیم نویسنده های وبلاگ همکلاسی های علم و فن شروع کنن که بعد از بازنشسته شدن ما اون ها این مسیر رو ادامه بدن و سینه به سینه به ترم های بعد خودشون منتقل کنن .

( دوستان علاقه مند لطفا در بخش نظرات همین مطلب اعلام آمادگی بکنن  ما با آغوش باز استقبال می کنیم "  ترجیحا دانشجویان کارشناسی کامپیوتر " )

خوب دوستای عزیزم باید خدمت شما ها عرض کنم که می خوام تا آخر این ترم از سیستم کلاس ریپورت  استفاده کنم.

خوب این سیستم چی هست می دونم که این سوال رو می خواستین بپرسین.

خوب از اسمش می شه یه چیزایی فهمید ولی در حقیقت گزارش کلی از هر کلاسی که خودم توش هستم رو می خوام به محضرتون برسونم  و همین طور مطالب مهمی که بیان میشه یا پروژه یا برنامه مهم بودن مطلب در اولویت هستش.  ( آماده دریافت نظرات و پیشنهادات شما دوستان عزیز هستیم )



خوب این قسمت رو تا اینجا داشته باشین تا در پست های بعدی ریپورت های تخصصی تری داشته باشیم.


ریپورت
================================================================================

سلامی چو بوی خوش ادکلن لالیک

پاک روانان ناز قلب سلام

این سلامیست نه از جنس دوستی نه از جنس آشنایی
از یک جنس بونجول

بله از جنس همون لباس ها و محصولات بونجولی که تو خیابونا دارن می فروشن و اندازه کل حقوق من پولش هستش.


صف طولانی خرید لباس


یه عرض خسته نباشید به همه عزیزانی که این روزها ساعت ها و ساعت ها تو خیابون ها پر تردد شهر در حال پرسه زدن و خرید نکردن هستن.

یه خدا قوت به تمام شکارچی های این روزها که از بین صد ها سوژه ؛ بهترین گزینه رو برای شکار انتخاب می کنن.

یه سلام به اون پسر مغروری که نمی خواد انتخاب بشه داره سعی می کنه انتخاب کنه! ( خدا نجاتش بده جوو گیر شده )

یه سلام به اون پسری که درد سر های شروع یک زندگی اون رو از فضا ما ها دور کرده ( خداقوت رفیق )

از سلام کردن به مجمع بانوان و خواهران معذوریم بعدا واسمون حرف در میارن وگرنه میخواستم به چند فقره از خانوم ها سلامی بدم اساسی!

سلام به دخترا

خلاصه سلام به همتون


بله من همون نویسنده وبلاگ همکلاسی های علم و فن هستم!!

این روزها دیگه مثل اون روزها نیست زندگی سخت شده و امید ها کم ؛ نداشتن یک همراه خوب هم به سخت شدن در این جریان یک پای ثابت شده    ( البته سؤ برداشت نشه ها اینجا اشاره نویسنده به یک همراه خوب مثل همراه اول و یک تلفن همراه خوب مثل گلکسی نوت ۳ هستش  نه چیز دیگر ... )

دروغ

تو این پست تصمیم دارم برخلاف بیشتر پست های خودم و سایر نویسنده ها نه از غم بگم نه از یاران...


این بار می خوام همه شما رو با آینده همراه کنم می خوام همگی با هم چند قدمی رو ؛ رو به آینده قدم برداریم:

فرض کنید داخل یه خونه هستین که تو اون خونه شومینه چوبی روشن هستش و جلوی شومینه یه صندلی راحتی ( اینا که هی واسه خودش میره میاد ) هستش شما یه لیوان بزرگ از یه نویشیدنی گرم تو دستتون دارین و بخار اون نوشیدنی داره بالا می ره و شما روی صندلی هی جلو و عقب میرین. بعد صدایی کاملا گوش نواز می شنویین  ...   حتما همتون به این فکر می کنین که کسی که دوستش دارین داره صداتون می کنه ؟

نه از این خبرا نیست از توهم بیاین بیرون

این صدای بارون هستش که داره با سقف شیرونی برخورد می کنه؛ از روی صندلی بلند میشین و به سمت پنجره ایی که دقیقا رو به روی شومینه هستش میرین .
همین طور که لیوان نوشیدنی گرم رو دو دستی تو دستتون نگه داشتین  به بارش بارون نگاه می کنین    تازه متوجه میشین که ساحل داره مواج میشه برخورد قطرات بارون با سطح عظیم دریا چه صحنه دلنوازی داره

یک لحظه یه فکر احمقانه به سرتون میزنه لیوان نوشیدنی رو روی زمین میزارین و به سرعت میرین بیرون و نزدیک دریا میشین توی ساحل زیر بارون قدم میزنید
همون طور که سرجاتون وایسادین سرتون رو بالا می کنین و می چرخین

یه لحظه یه حسی بهت دست میده دادددددددددد بزن
بلند تر
بلند تر
آخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ چه لذتی داشت

بعد از این ثانیه های لذت بخش با یک احساس غرور  وارد خونه میشین لیوان نوشیدنی رو مجدد تو دستتون می گیرین و میاین میشینین روی همون صندلی و به ادامه جلو عقب کردن تون می پردازین و به این فکر می کنین که عجب حالی بردین از این رفتار چند دقیقه پیشتون 

لیوان نوشیدنی رو روی زمین می زارین و به حرکاتتون سرعت می بخشین تا اینکه آروم آروم چشمهاتون سنگین میشه و به خوابی شیرین فرو میرین....



چند خط از نوشته های یک دیوانه به نام  "  من  "



پایان پیام!
آقای تکنولوژی!


پ.ن: این ترم شروع نشده تموم شد.
پ.ن۱: ظاهرا گزینه هایی روی میز هست.
پ.ن۲:من دارم کسی رو صدا میزنم آیا؟
پ.ن۳: سر بچرخونی مسیر رو به روت رو باختی.
پ.ن۴: زیبایی داخلی یا زیبایی بیرونی ؛ کدام یک مهم تر ؟





نوع مطلب : آقای تکنولوژی می نویسد!، 
برچسب ها : همکلاسی های علم و فن، ریپورت، کلاس ریپورت، سیستم جدید نویسندگی آقای تکنولوژی، آقای تکنولوژی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 9 اسفند 1392
آقای تکنولوژی
پنجشنبه 7 آبان 1394 02:41 ق.ظ
و خداوند لک لک هارو دوست داره.
Ad me
09390246617
دوشنبه 4 فروردین 1393 12:41 ب.ظ
ممنون از اینکه به حرفام توجه کردین، چشم صبر مینمایم
آقای تکنولوژی/خواهش
جمعه 1 فروردین 1393 09:26 ب.ظ
سلام علیکم
من دانشجوی کاردانی کامپیوتر هستم
خیلی علاقه دارم که بتونم مثله شما تو این وب لاگ مطلب بنویسم
البته با عرض پوزش و لطفا این حرف منو جسارت تلقی نکنین هم رشته های گرامی
m 2 f/سلام دوست عزیز،شمام میتونین بنویسین،منتها باید صبور باشین تا بعد از 13 فروردین پیگیر بشیم موضوع رو.متشکرم از حسن توجهتون
دوشنبه 12 اسفند 1392 10:07 ق.ظ
واااااااااااااااااااااوووووووو...
از زمین و زمان نوشتین لا برا خودتون رنگین کمون ساختین...
آقای تکنولوژی/ آقای تکنولوژی است دیگر گاهی دلش می خواهد از هر دری بنویسد
شنبه 10 اسفند 1392 03:31 ب.ظ
ﺳﻼﻣﻢ ﺑﻪ ﮔﺮﻣﺎﯼ ﻗﻠﺐ ﺗﻮ ﺩﻭﺳﺖ
ﺩﻟﻢ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺑﺎ ﺩﻟﺖ ﺭﻭﺑﺮﻭﺳﺖ
ﺑﮕﻮ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺗﺎ ﺳﻼﻣﺖ ﮐﻨﻢ
ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻟﻢ ﺭﺍ ﺑﻨﺎﻣﺖ ﮐﻨﻢ.
جمعه 9 اسفند 1392 11:12 ب.ظ
تنها بودن چ قشنگه
وقتی هیچکسو نداری
وقتی با ی بغض کهنه
****شونه هاشو کم میاری.
من زیر بارون قدم زدن و ایستادن زیر بارون رو فقط اگه تو باشی دوست دارمM .
جمعه 9 اسفند 1392 10:43 ق.ظ
سلام من به تو یار قدیمی...
دیوانه من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟یه روز آخر دنیا بود یادته؟یه روز عشق همونجا بود یادته؟عاقلی هم شوخی کاغذیه ما بود یادته؟؟فرداهامان بهتر از دیروز بود یادته؟یادته سر به هوا میدادی؟؟یادته زندگی به آغوش فنا میدادم؟؟یادمه روزی که بودی...باش!تا پیدا شم تو باش،تا من باشم تو باش!از مرد شب آواره بگو،،بگو که خورشد شبش کجاست؟
شاکی روزگار منم!!نگرد!
ben sechilmiyijem bu defa,sechijem,artik bu son olsun
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر