تبلیغات
همکلاسی های علم و فن - پیداست که گم شده ایم !
 
همکلاسی های علم و فن
درباره وبلاگ


وبلاگ گروه کامپیوتر دانشگاه علم و فن ارومیه

مدیر وبلاگ : آقای تکنولوژی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شهریور حس های خوبی را با خود می آورد،یک جورایی ملس است،ســـردی و گرمی را باهم دارد!دو نفره های زیادی در پستوی ذهنش دارد.دستهایی که گرما گرم خیابان را میروند و می آیند،،گاهی می پیچند توی هم.....هیس!نجوایی در گوشی زیر رواق بی نام،اصلا شاید هم خودمانی هایی از جنس پنجره فولاد،، و خنده ای که آوار میشود روی طعم بد اخلاقی های خیابان... شاید هم پچ پچ چند کبوتر با باز!!
شــــــــهریور یعنی،،پاییز جان؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آغوشت را بیاور !


به نام زندگی و به نام خداوندی که همین نزدیکی هاست
دوستان جان،ســــــــــلام!زندگیتون بخیر
چی شد؟با روحی ترناک و ضمیری فلان و قلبی بهمان چند ماهی بود از محضر دوستان بر دیگر پستویی پناه گزیده بودم بماند که دوستان گاه و بی گاه به جای ما!! ؟؟؟منم نمیدونم ولی هرچی که بود وادارم کرد بــرای نوشتن!اصلا بماند!دلم تنگه این فضای نوشتن بود کذا حرف بسیار و مجال اندک!آغوش شهریور رو به باز شدنه،گرمای شهریور گوارای خنکای "مهر"...!
راس ساعت 6.20 روز یکشنبه 23 شهریور،،نشستم جلوی دوربین!دقیقا ساعتی که 22 سال پیش متولد شدم! از خودم یه عکس انداختم،از خوده خودم!متفاوت ترین عکس ده سال اخیر زندگیم!که در تمام این ده سال همیشه من حواسم به دوربین بود و من میدیدمش....
اما دلم خواست این بار اون منو ببینه! اون منو بگیره! مثل بچگیام که دوربین من رو،، "خودم" رو نشون میداد!
من!ساده،صریــــــح،بی آلایش...بهش خیره میشدم ولی برام مهم نبود چیزی که اون میگیره خوب یا بد؟!؟!یا کسی که میبینه چی راجبه ش میگه!
نه موهامو شونه کردم!نه لباسامو عوض کردم!و سلامی و نه صباحی!فقط دوربین رو تنظیم کردم،،،یعنی به دوربین گفتم، ببین منو بگیر!فقط خوده خودمو بگیر،میخام ببینم این پسر کیه؟؟چه شکلیه؟؟اصلا چی میگه؟!؟! و عکس قاب شد توی یادداشت لحظه ها!
وقتی عکسو دیدم خندم گرفت،چون من که میدونم خودم اینقدری نیستم و هنوز بچه ام!چون لج میکنم،قهر میکنم،نغ میزنم،میترسم،میخندم،گول میخورم،گول میزنم،گند میزنم،با بدبختی پاکش میکنم،فراموش میکنم و گاهی گــــریه میکنم!
با بچگیام یه فرق بزرگ کردم!اونموقع ها با دوستانم لج میکردم
این روزها با خودم!
و زورم به خودم نمیرسه و خیلی حرص میخورم!خیلی!
برای همین خاستم امسال اولین هدیه رو خودم به خودم بدم،شایدم بهترین هدیه ی امسالم شد! من عکس ساعت بزرگ شدنم رو به خودم هدیه دادم!شاید من با خودم روبرو شدم و از خودم بپرسم
چه خبر؟
کجا داری میری؟؟؟اصلا به کجا چنین شتابان؟!؟
حالت خوبه؟
چیزی که گم نکردی؟؟اصلا به داشته هات شکرگذاری؟کجای این تار و پود رشته شدی؟!
فکر کردم و مطمئن شدم که توی این 22 سال از هیچ کسی کینه ای ندارم جز خودم،که تصمیم دارم ببخشمش!که هرچی میکشم از دست خودمه...من بیخود!

کوچه ها همیشه چیزی را در من بیدار میکردند!اما "یاسر" عاشق خیابان بود،هر دفعه باهم میرفتیم بیرون حرفمان میشد،سر اینکه از کدام را برگردیم!در کوچه ها حوصله اش سر می رفت،،اما من هر کوچه ای را از تعداد درخت ها و رنگ پرده ی پنجره هایش میشناختم،حتی نوشته ی روی دیوارها هم یادم می ماند،،آگهی هایی را که به دیوار زده بودند سریع میخواندم  اما آهسته میرفتم مبادا که گربه یا گنجشک و کلاغش از من نترسد!تا ته کوچه برسم حتما میشناختمش!می توانستم فرقش را با بقیه کوچه ها بگویم و هرگز در حافظه ام گمش نکنم!

خدایا به خاطر همه داشته هام و نداشته هام شکرگذارتم!
و اینکه دوباره با روحی ترناک و ضمیری فلان و قلبی بهمان،چند ماهی از خدمت دوستان مرخص و امورات دیگر میپردازم،نگرانی روا نیست همان گرفتاری های همیشگی مشغله،درس ،کار و زندگی!امید که چراغ اینجا روشن بماند!هرچند هر از گاهی این وسط سر میزنم ولی نه به مانند سابق!تا این چند ماه بگذرد و سیب در آسمان هزاران چرخی بزند و خورشید از مغرب به در آید و کار به سرانجام برسد!
روزگار نیکو و همینطوری هایتان پیچیده در رایحه ی همینجوری هایتان!
همین!
پ ن : بوی پاییز میدهد تابستان این روزها،انگار که شهریور عاشق شده باشد
پ ن 1: وقتی می روی تمام برف پاک کن ها برایت دست تکان میدهند
پ ن 2: بسیار سفر باید کرد؛تا پخته شود خامی!
پ ن 3: همیــــــــــــــــن خوبه!
پ ن 4:
Büyüdükçe insanlar gizli gizli ağlıyordu çünkü





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 23 شهریور 1393
m 2 f
جمعه 30 بهمن 1394 12:35 ق.ظ
چهارشنبه 2 مهر 1393 01:09 ق.ظ
سلام
البته که قصد من درس خواندن هست .
بنده کاردانی رو در پیام نور گرفتم با هزار بدبختی تحقیق کمی هم کردم و آفاق ظاهرا نمره خوب میدن چون از فامیلامون اونجا دانشجو هست و ایشون برای 10 صفحه مثلا جزوه فیزیک سختش می شد که بخونه و امتحان بده و برای من که در پیام نور بودم خندم می گرفت که اگر همچین چیزی برای من می دادن من راحت نمره 20 می گرفتم برای همین دنبال دانشگاه خیلی راحت هم نیستم تا الان ....
الان بنظرتون بمونم تکمیل ظرفیت ثبت نام کنم و ورودی بهمن بشم ؟
در این صورت اشکالی نداره که یعنی از بابت پرداخت شهریه کم و زیاد که نمی پردازم و همان شهریه ای که دانشجویان می پردازن رو خواهم پرداخت ؟
یعد سوال دیگه اینکه من به مقدار 60-70 درصد از پایه ضعیف هستم به علت خوندن در پیام نور این برای من مشکل ساز که نخواهد بود در اوایل راه؟
از جزوه ای که گفتن اساتید امتحان می گیرن یا باید منبعی که گفته میشود را نیز مطالعه کرد؟

و در مورد مدرک آیا علم و فن شناخته شده تر از غیر انتفاعی های ارومیه هست یا نه فرقی قائل نمیشن از لحاظ مدرک؟ چون بنا به گفته خودتون اساتید سخت گیر هستن پس مدرکش هم باید معتبر تر از سایر ها باشد.!؟

ببخشید که سوالام زیاد بود ممنون میشم که جواب بدهید
سه شنبه 1 مهر 1393 01:50 ب.ظ
سلام دوستان من از افاق رشته کامپیوتر کارشناسی قبول شدم منتها در آخر تصمیمم عوض شده و میخام‌تو علم‌و فن‌بخونم .
تدریس و شرایط به چه صورته اینجا خوب تدریس میشه ؟
m 2 f/سلام دوست عزیز
تبریک میگم،حالا از آفاق یا هرجایی که قبولی گرفتین تحقیق کنین فقط در جریان باشین که اساتید علم و فن تماما از دانشگاه ارومیه و دانشگاه صنعتی هستن،اگر قصدتون واقعا به صورت جدی درس خوندن هستش بیایین علم و فن در غیر این صورت آفاق گزینه خوب هست،چون اساتید علم و فن بسیار سختگیر خیلی مشکل سنج هستن و اگر مجددانه پیگیر درس نباشین به نتیجه نخواهین رسید تو دانشگاه علم و فن!
موفق باشین
شنبه 29 شهریور 1393 12:44 ق.ظ
تو هم ندانی من که می دانم
من هم ندان می دانم که تو می دانی
همین که دارم بزرگ شدنت رو می بینم خوشحالم ولیکن ناراحت از این بزرگ شدن های دور کننده
نکند که سالی دگر بیاید ولی تو نباشی!
m 2 f/هســــــــــــــــــــــتم!
پنجشنبه 27 شهریور 1393 08:25 ب.ظ
سلام
خیلی دیره ولی بهتر از نگفتنه
تولدتون مبارک.
زندگی شادو باعزتی داشته باشید
m 2 f/ ائله بودا حسابدی!
پنجشنبه 27 شهریور 1393 12:59 ب.ظ
چطوری پسر عمو؟ خوبی؟ چرا به من سر نمیزنی؟ وبلاگت رو توی صفحه من ثبت کن
چهارشنبه 26 شهریور 1393 08:23 ق.ظ
روز بخیر امروز بعد از چند وقت یه وبلاگ خوب پیدا کردم . عالی بود جدی می گم . خوشحال میشم وبلاگت رو توی سایتم لینک کنی آخه اتوماتیکه اینجوری دوستام هم بهت سر میزنند
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر