تبلیغات
همکلاسی های علم و فن - مطالب ابر دانشگاه علم و فن ارومیه
 
همکلاسی های علم و فن
درباره وبلاگ


وبلاگ گروه کامپیوتر دانشگاه علم و فن ارومیه

مدیر وبلاگ : آقای تکنولوژی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سلام به عزیزان

می خوام چند قدمی رو در کنارتون باشم

ای اونایی که با ما قدم میزنید , با ما همراه باشید.

یک سال از شروع به کار ما گذشته, یکسال از شروع اولین روز های وبلاگ نویسیمون گذشته یک سال از شروع دوران کارشناسی گذشته و شاید یک سال از عمرمون گذشته.


بیاین یه سری خاطره رو با هم مرور کنیم.


ترم یک

مهر ماه

اولین مطلب وبلاگ رو شنبه 15 مهر 1391 زدم و اونجا بود که همکلاسی های علم و فن متولد شد , بعد از خاطره های خوش یه سری همکلاسی ( یادش گرامی )

ترم اول با درس ریاضیات گسسته دکتر خیبری!!!
کلاس پر هیجان حاج آقا صاحب الزمانی
اولین پ.ن ( پی نوشت ) که تو وبلاگ همکلاسی های علم و فن نوشته شد در مورد کسی نبود جز اوستان   با این مظمون :

                                پ.ن: اون دختر کشت خودشو تو کلاس یکی اونو نجات بده!

درس شیرین دکتر مولایی معادلات و الدیفرانسیل
اولین گمانه زنی ها از اینکه دیفرانسیل رو بارها باید بخونیم....

اولین لفظ جایگزین به جای استفاده از اسم اشخاص رو تجربه کردیم که نصیب همکلاسی خوبم اعیانی شد ( میس کپیان )!

گرافیک رایانه ایی و پروژه های هملاسی هایم

آبان ماه

اضافه شدن اولین نویسنده جدید ( سجاد عزیز ) که اخیرا دیگه به دلیل مشکلات کاری نمی تونه بیاد

پنجشنبه 4 آبان 1391 انتصاب دکتر پسته به ریاست دانشگاه علم و فن

مسابقات برنامه نویسی دانشجو رو هم برگزار کردیم

اولین شعر وبلاگ همکلاسی های علم و فن

حضور خوش رنگ اعیانی............................

اولین پیشنهاد من به همکلاسی هامون برای راه اندازی جامعه مجازی دانشجویان ( مخالفت های شدید سفیده برای ضایع کردن من ! به ما نمی خوری...)

استارت کلاس های هم اندیشی و آموزش توسط همکلاسی های عزیزمون

اضافه شدن دومین نویسنده خانوم اوستان

یا خدا ویدا و حجم بسیار زیاد مطالبش, که رونق وبلاگ ما شده بود

اضافه شدن سومین نویسنده مجتبی عزیز

آغاز دوران پیوند دو نو کفتر قناری ( پاشا جون دوست دارم )

یکی از باحال ترین اتفاق ها یی که افتاد پیرامون نوشته من بود    :   پ.ن:چه لاک خوشرنگی چه دوست پسر خوبی!  جمعه 19 آبان 1391
اون موقع سفیده هنوز داشت تلاش می کرد من و خراب کنه نمی دونم چقدر موفق شده شاید تونسته موفق بشه شایدم اصلا نتونسته  روز شنبه که رفتم دانشگاه مرتضی اومد گفت چرا در مورد سوگیل من این طوری نوشتی .....!!!!  بعد از اون مینا اومد ابراز نارضایتی کرد و من تنها و تنها داشتم با صدای بلند قه قه می زدم و به خودم درود می فرستادم

استفاده جابر از کلمه 3 مرگ مغزی برای اسم گروه برنامه نویسیمون.

چهار شنبه 24 آبان اضافه شدن نویسنده جدیدی با اسم پاشا ( جوجوی من )

مسابقه هر کی زودتر بیشترین مطلب رو بزاره بین ویدا و جابر ( لووووووووووووووووووول )

اضافه شدن نویسنده جدید تحت عنوان یلدرم ( داریوش عشقم )

تجربه ورود شخصی جدید؛ مجگان پیشی! و البته اتفاقات پیرامونش و گذشته ایی که داشت رفتار های سفیده و .....

دعوت های من از همکاری همه دوستان و حرف و حدیث ها ...

آذر ماه

ترک اتفاقی و بی دلیل مجگان ؛ به دلیل حرف و حدیث ها و شاید دلایل شخصی خودش....

فوت عموی محترم خانوم اوستان و اتفاقات پیرامونش که ویدا فکر می کردم من باعث این جریان بودم وای که چقدر ویدا از من بد گفت یا خدا این بچه رو مگه میشد آروم کرد و باهاش حرف زد جابر هم هی بنزین رو آتیش می ریخت

داریم به فصل امتحان ها نزدیک میشیم

برخورد رو در روی من و سفید جلسه ایی که همه سنگ هامون رو با هم وا کندیم, عجب روزی بود به تعبیر برخی از کارشناسان دمثل این بود که متفقین داشتین به متحدین بحث می کردن انگار 5+1 جلسه داشتش کلی نگاه داشتن جلسه ما رو مخابره می کردن که سر آخر او رفت من رفتم و او هم قدم دوستان دگر من هم با ....

خبر بسیار بد درمورد خود کشی آماندا تاد و بحث های پیرامون این مثله

اخبار کذب در مورد پایان دنیا در شب یلدا ( لول به این حرفا )

دی ماه

برنامه امتحانات

داستان اعتماد من به اون , داستان عشق اون یکی به یکی دیگه

بهمن ماه

آغاز ترم جدید


وای که چه روزهایی داشتیم.
بدون شک و تردید با تمام جرات می تونم بگم از تمام همکلاسی ها برای من یه یادگاری مونده.

شاید بعضی ها دلشون نخواد اسمی ازشون برده بشه یا چیزی درج بشه ولی به صورت خیلی خصوصی به یه سری چیزی اشاره می کنم.


با جابر شروع کنم: رفیقی که همیشه پشت سر و جلوم بود همیشه و همیشه اون قدر خاطره ازش زیاده که حد و اندازه نداره.
مجید: حرفی برای گفتنش نیست.
اوستان: اولین چیزی که ازش یاد میاد جلسات اول یه بار بد جور ناراحتش کردم که کلی به خاطرش ازش معذرت خواهی کردم بعدا
سلیمی: از ماه دوم با گفتن بله های جالبش و اون استایل ایستادنش کلی خندیدم که امیدوارم ناراحت نباشه.
حمید: ههههه پسری که تو کلاس کسی چیزی ازش ندید ولی ما در خفا چیز ها ازش دیدم
مجتبی: رفقیق ساده لوح
مرتضی: خفن ترین خاطره که از مرتضی دارم جریان مشهد رفتن و سرکار گذاشتن همکلاسی ها بود.
سعید: یه جوری سر خرید ماشین کلی بهم کمک کرد البته ناگفته نماند که شب ها و روزهایی با هم داشتیم
مرتضی ( دومی): پسری با حال کلی خونشون رفت و آمد کردیم
حامد: آرشیو فیلم های سینمایی خارجی
فاروق: معتاد فیلم ، درس خون، کار کن
اعیانی: تجربه، اعتقاد، جسارت، مردانگی، رفاقت، صمیمیت ....
اسماعیلی: بحث بسیار سنگینی که تو ماشین با هم کردیم، هههههههه
مصطفایی:وای هنوز از دستم شاکیه
هاشمی:اون روز بعد از اینکه مراقب از کلاس بیرونش کرد و بعدش که مثل ابر بهاری میبارید
ویسی: وای ددم وای، شخصیتی اثتثنایی و اون روز که با هم صلح کردیم
داریوش: عاشق زخم خورده، سختی کشیده
ارصلان: پیوست من
کوسه لو: بهترین شرایط یه پسر یا شاید یه مرد
آبادی: گاهی ازش ناراحت گاهی بی تفاوت، در هر صورت بزرگمونه
نادری: خیلی وقتا چیزایی بهم یاد داده که تجربه کردنش خیلی ازم انرژی قرار بود بگیره
مرادی: کلی راز نگفته
زینی و یادگاری: جریان بسیار خننده دار یکی از نوشته هام در مورد لاک
اسکندری:خاطره خاصی ندارم به جزء امتحان زبان که به من گفت زود تر از تو اومدم بیرون ولی گند زدم
امیر حسین: خاطره جالب شب های امتحان بود که تلاش می کرد از خواب بیدارم کنه که تیرش به سنگ می خورد
سوران: کلا در نظرش گیم


و همه عزیزان دیگه.

اولین ترجمه متن آهنگ خواننده تو وبلاگ همکلاسی های علم و فن توسط جابر نازنینم

اوج مسابقات جابر و ویدا در وبلاگ ( مسابقه هرکی زودتر بیشترین مطلب رو بزاره )

شروع جلسات زیر زمینی انتخابات شورای شهر


اسفند ماه

خرید ادکلن کولد برای خودم به مناسبت روز ولنتاین و تقدیم کردنش به خودم

اتفاق تعجب بر انگیز برخورد یک شی مشکوک به چشم لیلا!!!

قصد من و مجید برای شروع به کار در شرکت لبخند ( شما قبلا پروژه دانشجویی نوشتین ؟ دست مزد من از بالا میاد ...)

حضور یک نویسنده دیگر با نام ام 2 اف ( مجید دلبندم )

مسابقات وبلاگ ما رنگ تازه ایی گرفته مجید مطلب ترکی میزنه ویدا 10 تا مطلب ترکی می زنه روی مجید رو کم می کنه جابر 15 تا مطلب انگلیسی و 10 تا مطلب ترکی می زنه روی هر دو رو کم می کنه

سال جدید و هفت سین کامپیوتری ما

اون روزا اوضاع این جوری نبود زلی بهتر بود , ویدا جنگنده تر بود, لیدا مهربون بود, لیلا سعی می کرد غریبه بمونه, نسرین بله بله می گفت, حامد همراه بود, فاروق فیلم میداد, سوران بازی سازی می کرد, مرتضی بمب خنده بود, اون یکی مرتضی تو فاز عرفان و ازدواج بود, مینا درگیر دماغش و بی افش بود, نفیسه کلی یال و کپال داشت , ارصان پیوست شده بود, حمید همون دیلاخ بود , سفیده هم خیلی فرق داشت , لیلا هاشمی متفاوت تر بود , جابر نقشه کش ماهری بود , مجید دیوانه ایی بیش نبود و خیلی هایی دیگه

باید احسنت گفت به اون دسته از دوستانی که به خاطر یه سری مسائل خیلی ریز و ناچیز همچین دوستی های خوبی رو کم رنگ کردن



دوستای عزیزم
همکلاسی های مهربونم
هم ورودی های نازنینم
دوستان ترم پایینی و عزیزانی که بعدا باهشون آشنا شدیم
اگر بخوام ته ته ته دلم رو بهتون بگم از همون ته به همتون می گم  دوستون دارم !


پایان پیام!
آقای تکنولوژی!


پ.ن : یادباد آن روزگاران یاد
پ.ن1: چقدر ورق زدن خاطره ها شیرینه با همه تلخی هاش
پ.ن2: دوستون دارم دوستای خوبم







نوع مطلب : آقای تکنولوژی می نویسد!، 
برچسب ها : تاریخ نگار، همکلاسی های علم و فن، موسسه آموزش عالی علم و فن ارومیه، دانشگاه علم و فن، دانشگاه علم و فن ارومیه،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 8 آبان 1392
آقای تکنولوژی
عجب ها

این روزها نمی دونم چرا بعضی از دوستان خودشون رو خیلی خفن می دونن انگار که او علامه است و ما هیچ!

باشه مشکلی نیست یعنی تو با تمام اون همه ادعایی که داری هنوز تشخیص نمی دی که کی داره به نفعت حرف میزنه کی داره به ضررت میگه!!

عجب حرفی زدی در قبال رفتار من!  منی که به خاطر اینکه تو ناراحت نشی حرف میزنم اون وقت تو بک گراند قضیه میشنم که گفتی به کوری چشم فلانی فلان بشه!!!!


ههههههه, باشه تو هم مثل خیلی های دیگه , ببینیم که انتهای قضیه چی میشه کدوم احساس می کنیم که بازنده بودیم من یا تو و یا باقی!

تو که داری باهاش میری مشکلی نیست ولی بدون که شعار دادن با عمل کردن گاهی وقت ها فرق می کنه ظاهرا هر دو یکی هستن ولی باطن جریان یه چیز دیگه ایی رو نشون میده

خوش به رابطه من و مجیک که اون قدر بی آلایش هستش که حتی حاضر نیستیم یکمون ناراحت بشه اون وقت اون یکی آسوده خاطر باشه.

بی خی


ههههه, نگو نفهمیدی ها ( هرچند اینجا نمیای ) ولی من گرفتم تو چی گفتی ولی فعلا عکس العمل نشون نمیدم.
فعلا باش تا ببینیم صبح دولتت کی میدمد.


به قول این بچه عجب طوفانی کردم , ولی من که همچین احساسی نسبت به این جریان نداشتم فقط اون چیزی که به نظرم درست بود رو انجام دادم و خوشحالم که این کار رو کردم

این یکی بچه چقدر خوشحال شد وقتی که بعد از ظهری کل وقتم رو براش گذاشتم, میشد خوشحالی رو تو چشماش دید, همون که تو عرض خیابون محکم دستم رو می گرفت کافی بود حس می کردم که می فهمه که حالا که من براش وقت گذاشتم باید قدر دان باشه.


امعصر هم جریانی شد برا خودش ها!



البته شب هم کم جریان نداشت, ولی همون طور که همیشه به خودش هم گفته بودم من از اول جریان مثل اون نبودم اون خیلی قوی تر از من بود , حتی جریان ماهی رو وسط کشید ولی من اصلا اون طوری که  اون فکر می کنه رفتار نکردم
من به وقتش حق هر کدوم رو جدا جدا پرداخت کردم
من تنها به خاطر اون بود که گاهی وقت ها ریسک های بزرگی کردم
به قول فرزاد فرزین بچه من با تو زندگی کردم


باو این یکی گاو رو ببین میگه برود کس نکن, کفر آدم در میاد دیگه
همین کار ها رو می کنن آدم میگه این که ظرفیت دارش بود وای به روز اون بی ظرفیتش

امیدوارم این جریان سرمایه گذاری خوب پیش بره هرچند اندک هستش ولی امیدوارم بتونم برای عید به نتیجه برسونم
به قول للل تا عید یه حالی به خودم بدیم بریم صفا



پایان پیام!
آقای تکنولوژی!



پ.ن : یه گزینه دیگه
پ.ن1: امروز خیلی دلم می خواست بدونم چجوری اون وسیله خورده اونجا
پ.ن 2 : یه جورایی می خوام باشم ولی خیلی وقت ها عقب می کشم.
پ.ن 3: این سفید یه جوریه!







نوع مطلب : آقای تکنولوژی می نویسد!، 
برچسب ها : همکلاسی های علم و فن، موسسه آموزش عالی علم و فن ارومیه، دانشگاه علم و فن ارومیه، ارتباط، حماقت، احمق، انسان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 11 اسفند 1391
آقای تکنولوژی
تا خیلی دیر نشده و از خاطرم نرفته

امروز یکی از همکار ها سوالی پرسید مبنی بر اینکه چطور شماره صفحات پایان نامه رو طوری بچینم که از صفحه خاصی شروع بشه یعنی به صورت پیش فرض از از همون اول از 1 شروع نشه تا خیلی بره یه جاهایی وجود نداشته باشه.

من خودم قبلا این کار رو به روش های غیر علمی انجام میدادم ولی امروز که اون شخص این سوال رو پرسید من مشتاق شدم روش علمیش رو بدونم همون جا پیش خودش زدم تو دکمه F1 رو که Help  برنامه باز شد و توش تایپ کردم و سوال خودم و سوال اون همکارم رو پیدا کردم
حالا گفتم این رو هم همینجا قرار بدم تا اگه خدایی ناکرده کسی لازم داشت استفاده کنه.

چطور می شود 2 یا 3 صفحه نخست را در اسناد  2010 Word یا2007 از نمایش page number معاف کرد.

جواب:

 به انتهای صفحه فهرست برو:

1- در سربرگ Page layout بر روی عنوان Breaks کلیک کن و در منوی ظاهر شده بر روی یکی از گزینه ها برای مثال Next Page کلیک کن

2- سپس در سربرگ Insert با کلیک بر روی Page Number یکی از حالات دلخواه شماره گذاری صفحات را انتخاب کن.

3- در همان منو می توانی عنوان Format Page Numbers را نیز مشاهده کنی بعد از انجام مرحله 2 این گزینه را نیز انتخاب کن و در پنجره باز شده گردالی start as را سیاه کن.

4- به صفحه بعد از فهرست برو و وارد بخش Footer آن شو. چک کن که در سر برگ Design عنوان Link to previous انتخاب نشده باشد.

5- به صفحه فهرست برو و وارد بخش Footer آن شو و شماره صفحه را پاک کن و از نتیجه اون لذت ببر


همیشه میگن معما گر حل شود آسان شود

می دونم خیلی هاتون خیلی قبل تر این و میدونستین ولی خوب گفتن زکات علم آموختن آن است!






نوع مطلب : آقای تکنولوژی می نویسد!، آموزشی، 
برچسب ها : چگونه در ورد صفحات را شماره گذاری کنیم، شماره گذاری در ورد، نحوه شماره گذاری در ورد، چگونه در ورد شماره دلخواه بگذاریم، همگلاسی های علم و فن، دانشگاه علم و فن ارومیه، موسسه آموزش عالی علم و فن ارومیه،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 26 بهمن 1391
آقای تکنولوژی
سلام

وقتی به گذشته نگاه می کنم ( البته خیلی دور نه همین نزدیکی ها) تجربه 3 تا انتخابات رو پشت سر گذاشتم ، حالا با این تجربه اندک امروز که تو جلسه یه انتخابات دیگه بودم مهمترین چیزی که به وضوح دیده میشد بحث لابی و تعداد نفراتی هستش که اطرافت داری، یعنی واقعا تمام این افرادی که هستند با علم و آگاهی دارن انتخاب می کنن به خصوص که مسائل بسیار کلان مالی یه شهر مطرح میشه نمی دونم یا شاید می دونم از بیان یه سری از مطالب معذور هستم.


تو دانشگاه هم اطلاعیه های انتخابات هسته مرکزی انجمن علمی پخش و نصب شد، ایشالله که با قدرت و کیفیت شروع و پایداری و پشتکار ادامه پیدا کنه.
ایشالله به زودی اتفاقات خوبی از این باب خواهد افتاد.



کلاس ها هم که اصلا شروع نشده و تنها دانشجوهایی که تو دانشگاه میشه پیدا کرد 2یا 3 دسته اند:
دسته اول :‌اونایی که اومدن برای ترم بهمن ثبت نام کنن و به قول خودمون VJ هستن(VJ مخفف کلمه Vorodi Jadid) هستش.
دسته دوم: اونایی که اومدن تسویه حساب کنند و خودشون رو خلاص کنن ( عرض تبریک و خدا قوت می کنیم به این قشر دوستان )
دسته سوم: بسیار قشر زحمت کشی از دانشجویان هستن که با تمام تلاش خودشون اومدن تا از استاید و گاهی از کارکنان مرکز نمره بگیرن تا بلکه از مشروطی و این حرفا در امان بمونن، این گروه از دوستان واقعا نماد دانشجویان موفقی هستن که تونستن خودشون رو به این درجه عالی برسونن من به همشون افتخار می کنم و از خدا براشون نمره های عالی از استید مهربون آرزو دارم.


پایان پیام
آقای تکنولوژی


پ.ن: واو چه استیلی داره آدم رو یاد گانگ نام استایل میندازه
پ.ن1: همیشه همجا بین چند نفری روابط غیر حسنه وجود داشته اینجا هم یواش یواش داره دیده میشه.
پ.ن2: باید به استقلال برسیم




نوع مطلب : آقای تکنولوژی می نویسد!، 
برچسب ها : همکلاسی های علم و فن، موسسه آموزش عالی علم و فن ارومیه، دانشگاه علم و فن ارومیه، علم و فن، انجمن، علمی، انتخابات،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 15 بهمن 1391
آقای تکنولوژی
اطلاعیه مهم،

سلام به دوستان عزیز.

دوستان طی پیگیری هایی که انجام شد در انتها به این نتیجه رسیدیم که درس جلسه هشت ( همون جلسه ایی که مطلب تدریس شد) جذفشده و برای امتحان سوال نخواهد اومد.

موفق وموید باشید.





نوع مطلب : مطالب درسی، روزنگار کلاس، 
برچسب ها : اطلاعیه، همکلاسی های علم وفن، دانشگاه علم و فن ارومیه، همکلاسی های علم و فن،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 29 دی 1391
آقای تکنولوژی
سلامی گرم به گرمای خورشید

به سرمای زمستان

به زیبایی برف

به طراوت باران

به پاکی قلب پر مهرت!


لوب از همه یک خسته نباشید  به همتون بگم که در این هفته ها به شدت دارین درس می خوننین تا از قافله کلاس عقب نمونین به قول اساتید این قطار داره میره این ما هستیم که خودمون رو باید بهش برسونیم.

روزهای آینده شروع امتحانا هستش و اون چه که آماده کردیم و با خودمون تو کوله بارمون آموردیم باید سر جلسه امتحان ارائه بدیم، هرچند برای من نوعی نمره مهم نیست مهم اون چیزی هستش که یادگرفتم.

ای بابا، بیخیال همه چی برای من و تو هستش همه چی

دانشگاه
کلاس
استاد
درس
نمره
قبولی
مردودی
مشروطی
اخراجی
کمیته انضباطی
تقلب
شب امتحان
همشون مال من و توست
مهم اینکه چه طوری و کی ازشون چه استفاده یی رو ببری و تلاشت این باشه که اون لحظه بهترین باشی.


یکی از دوستان تو استاتوس یاهوش زده بود:      به عشق دلم ولم، سنه نه!


و باید بگم که مهم نیست چند واحد رو با چه نمره ایی پاس کردی، همکلاسی عزیز تو هنوز دوست منی و باعث افتخارم.



مهم نیست برکه ایی کوچک باشی
 
                                                    یا دریاچه ایی بزرگ

اگر زلال باشی آسمان در تو پیداست.


خودتونو ، کنار دستیتون ، خانوادتون، دوستاتون همشون رو یه جا با هم بدون محدودیت دوست داشته باشید.


دوستون دارم خیلی زیاد
دوستاتون رو نبرید از یاد.




نوع مطلب : آقای تکنولوژی می نویسد!، 
برچسب ها : همکلاسی های علم و فن، دانشگاه علم و فن ارومیه، موسسه آموزش عالی علم و فن ارومیه، دانشگاه غیر انتفاعی علم و فن ارومیه،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 15 دی 1391
آقای تکنولوژی
سلام

الان که دارم می نویسم ساعت دقیقا 2.11 روز یکشنبه 10 دی ماه هستش  الان قصدم اینکه به یاد شب های خوابگاه و خونه مجردی بلند شم برم آشپزخونه 2 تا تخم مرغ از تو یخچال در بیارم و با پیاز و گوجه بخورم و بعدش بشینم ادامه معادلات دیفرانسیل رو بخونم.
تقریبا 3 روز طول کشید تا تونستم به الگوریتم تسلط پیدا کنم ولی خوب تهایتا فکر می کنم بتونم یه کارایی بکنم هرچند می دونم که سوال هایی خواهد داد که حتی تو تصورم هم به اون مدل سوال فکر نمی کنم.


معادلات هم که دیگه واسه خودش سدی شده، قبلا  فکر می کردم که باید حذفش کنم ولی الان به این فکر می کنم که حتی شده باشه با 10 پاس کنم باید این ترم همه چی رو تموم کنم.
مرگ یک بار                شیون یک بار

امروز هم از اون روز ها بود گویا اوشون داره میاد، آمار های جدیدی به گوش میرسه اما از اون آمار هاست ها، از اون آمار هایی که الان 1ساله باهاش درگیر هستم دیگه گویا نباید با کسی حرف بزنم !



وای، این یکی دیگه واقعا  وای داشت! الان چند شبه آنلاین میشه، دلم بد جور براش تنگ شده.

یه چند روز هم بهش فرصت میدم اگه ادامه داد که باهاش ادامه میدم، اگه نه که با تمام سختی بی خیالش می شم.

امروز تولد مامانه، این که چی بگیرم کلافم کرده.

دلم تبریز می خواد ، پارک راه آهن می خواد، خانه سازی می خواد، علی 22 می خواد، اقی لاو می خواد،  صادق سردار می خواد، چاوشین می خواد
اه اه امشب دلم چه چیزا می خواد، دلم شب های تنهایی و غربت می خواد، دلم پنجره و بارون می خواد،

دارم کلافه میشم، تو این لحظه بهترین چیزایی که می تونه آرومم کنه حرف زدن با یه دوست، حرف زدن با داداش علی، گریه با ماهی، آلبوم نقاب سیاوش قمیشی، یه دوش آب گرم.

چرا این قدر آهنگ هام غمگین شدن!؟
باز چم شده چرا باز شادابیم کم شده دلیل عمدش خونه نشینیه  که میگه:


                                  غم عقاب از زندانی شدن در قفس نیست
 
                                                                                      تنها پرواز کلاغ های بی سرو پاست که عقاب را آزار میدهد


و در انتها باید بگم که:

                                محبت  که افزون شود  نادان شک کند!



پایان پیام!
آقای تکنولوژی!



پ.ن: گریه می خوام!
پ.ن1: شب های تبریز و فصل امتحانا،







نوع مطلب : آقای تکنولوژی می نویسد!، 
برچسب ها : همکلاسی های علم و فن، یه سری همکلاسی، دانشگاه علم و فن ارومیه، تنهایی، غم، اندوه، غصه،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 10 دی 1391
آقای تکنولوژی
یادمه تو یکی از درسهای مدرسه یه حکایتی داشتیم که میگفت یکی با یه اسبی از راهی عبور میکرده که میبینه یکی کمک میخواد برای کمک از اسب پیاده میشه و آدمی که کمک میخوادو سوار اسب میکنه طرف هم اسبشو میدزده...وقتی داشته میرفته صاحب اسب داد میزنه و میگه تو که اسبو دزدیدی ولی برای کسی تعریف نکن که چی شد...دزد علتشو میپرسه صاحب اسب جواب میده"برای اینکه دیگه کسی به کسی کمک نمیکنه"

راست میگفت...

اون موقع عمق این مطلبو درک نکردم ولی الان درکش میکنم...نه فقط در مورد کمک در مورد هرکاری،تا وقتی که نمیدونیم آدمهای مختلف چه جوری در موردمون ممکنه قضاوت کنن یا مارو چه جوری ببینن راحتیم چون همه رو شبیه خودمون میبینیم،ولی وقتی با طرز تفکرهای مختلف و چه بسا دور از خودمون آشنا میشیم اوضاع پیچیده میشه از اون موقع به بعد جوری به جز اونجوری که خودمون هستیم هم میبینیم و گاهی مثل الان های من گیر میدیدم به خودمون که نکنه طرف اینجور فکر کنه یا اونجور برداشت کنه...


موفقیت همه شما عزیزان آرزومه

پایان پیام!

آقای تکنولوژی!

پ.ن:یه روزی پسربچه ای با شیشه ی تیله اش میره پیش دوستش که میبینه دختربچه یه بشقاب شیرینی داره،پسر میگه:من همه ی تیله هامو میدم به تو به شرطی که تو هم همه ی شیرینی هاتو بدی به من،دختر قبول میکنه.پسر همه ی تیله هاشو به جز بهترینشو میده و دختر هم همه ی شیرینی هاشو...شب دختر با خیال راحت میخوابه اما پسر خوابش نمیبره چون همش به این فکر میکنه که نکنه دختر هم مثل اون بهترین شیرینی رو برداشته باشه برا خودش!





نوع مطلب : آقای تکنولوژی می نویسد!، 
برچسب ها : راست گویی، همکلاسی های علم و فن، دانشگاه، دانشگاه علم و فن ارومیه، موسسه آموزش عالی علم و فن ارومیه،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 9 دی 1391
آقای تکنولوژی
زندگی ارزش دویدن دارد، حتی با کفش‌های پاره!
زندگی دفتری از خاطره‌هاست
یک نفر همدم خوشبختی‌ها
یک نفر همسفر سختی‌ها
چشم تا باز کنیم عمرمان می‌گذرد
ما همه همسفر و رهگذریم
آنچه باقیست فقط خوبی‌هاست
فقط خوبی‌هاست




نوع مطلب : از هر سو، 
برچسب ها : خوبی، دانشگاه، همکلاسی های علم و فن، دانشگاه علم و فن ارومیه، همکلاسی های دانشگاه علم و فن ارومیه، موسسه آموزش عالی علم و فن ارومیه،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 8 دی 1391
آقای تکنولوژی
سلام به عزیزان

چندروزی بود که خبر تغییر برنامه امتحانی می اومد
من توجه به این جریانات آخرین تغییرات اعمال شده بر روی برنامه امتحانی و سایر موارد رو براتون به صورت یک فایل پی دی اف آماده کردم می تونید ببینید.
البته عکسش رو هم میزارم دوستانی که خواستن از عکسش استفاده کنن.

این برنامه که قرار می دم تا تاریخ امروز 91.10.6 با آخرین ویرایش ها و تغییر ها هستش.

امید به موفقیت نیز زیباست.


برنامه امتحانی


دانلود فایل PDF برنامه امتحانات




نوع مطلب : روزنگار کلاس، مطالب درسی، آقای تکنولوژی می نویسد!، 
برچسب ها : برنامه، امتحان، برنامه امتحانی، برنامه امتحانی دانشگاه علم و فن، دانشجویان علم و فن، دانشگاه علم و فن ارومیه، همکلاسی های علم و فن،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 6 دی 1391
آقای تکنولوژی
روز دانشجو مبارک
.
سلام به همه شما عزیزان دانشجو
دوستان روز دانشجو رو به نوبه خودم و تمام نوسندگان وبلاگ تبریک عرض می کنم.
مراسم ویزه تبریک و تهنیت در ادامه مطلب موجود است یه سر بزنید.


ادامه مطلب


نوع مطلب : آقای تکنولوژی می نویسد!، روزنگار کلاس، از هر سو، 
برچسب ها : روز دانشجو مبارک، دانشجویان علم و فن، همکلاسی های علم و فن، دانشگاه علم و فن ارومیه،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 16 آذر 1391
آقای تکنولوژی
سلام به عزیزان

جلسه گذشته استاد جلیلی 3تا تمرین گفته بودند که قرار شده بود آماده کنیم، من هر 3 رو آماده کرده و می خوام با شما دوستان به اشتراک بزارم تا شما هم از مطالب استفاده کنید.


اولین سوال : تفاوت IDE,EIDE با SATA

برای اینکه از کپی کاری بیش از حد جلوگیری کرده باشیم من دیگه مطلب رو تو وبلاگ کپی نکرد فقط لینک اصلی مطلب رو براتون قرار میدم تا شما عزیزان خودتون مطلب رو بخونین و موارد مورد نیاز رو استخراج کنین.


لینک اول

لینک دوم


سوال دوم : برنامه بنویسید که بتواند با پورت یو اس بی ارتباط برقرار کند:

دوستان این برنامه رو آماده کردم ولی به علت اینکه حجم فایل زیاد هستش و از سرعت اینترنتی خوبی بهرمند نیستیم نشد اپلود کنم ولی هرکدوم مایل باشبد در اختیار قرار میدم.

سوال سوم:فلش مموری ها چگونه کار می کنند؟

دوستان در مورد این مبحث مطالب زید هستش ولی من یه منبع جامع و کامل پیدا کردم که به سوال های زیادی جواب میده می تونین لینک زیر رو بررسی کنید.

لینک اول




نوع مطلب : مطالب درسی، آقای تکنولوژی می نویسد!، 
برچسب ها : فلش مموری ها چگونه کار می کنند، انواع هارد دیسک، همکلاسی های علم و فن، دانشگاه علم و فن ارومیه،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 15 آذر 1391
آقای تکنولوژی
 سلام

چند روزی هست (اگه بخوام دقیق بگم از چهارشنبه بعد از کلاس گرافیک و تمرین های متلب) مشغول شدم با پروژه هایی که استاد ها گفتن
ازجمله پروژه استخراج گوشه های تصویر با متلب یا اتصال به پورت USB یا پیدا کردن نحوه کار فلش دیسک ها و غیره که اساتید محترم زحمت کشیدن

نمی دونم تا همین الان که دارم این نوشته ها رو تایپ می کنم مشغول همین برنامه ها بودم شاید به خاطر اینکه نمره داشتن این همه زمان گذاشتم شایدم نه یه حرکت مثل همه حرکات ها برا کنجکاوری و کشف چیزهای جدید تر

به هر حال هر چی بود انجام شد.


در طرف دیگه خبرهایی که سایر همکلاسی ها به گوشم رسیده حاکی از این هستش که همه دارن به شدت درس می خونن و خودشون رو آماده می کنن برای امتحانات پایان ترم و من هنوز چیزی به اون شکل نخوندم و نمی دونم کی قرار بخونم

مثلا روز های گذشته( 5شنبه و جمعه) شنیدم از بچه ها که فلان درس رو تا آخر خوندن فلان درس رو هم تا نصفه یا یکی دیگه از بچه ها می گفت 2تا درس رو تموم کرده!!!
در طرف مقابل وقتی نوبت به جواب دادن من میرسید من چیزی نداشتم بگم جز اینکه من 3 تا تمرین حل کردم همین؟!

شاید بازدهی خوبی نداشتم ولی فکر می کنم حل بعضی از تمرین ها چیزهایی هم بهم یاد داد هر چند به صورت تئوری به دردم نمی خوره ولی مطمئنا در عمل مفید واقع میشه.

به هر حال انتخاب خاصی وجود نداره یا می خونم یا نمی خونم! اگر نخونم که هیچی همهی چی حله اگر بخونم 2 حالت داره: یا کم می خونم یا خوب می خونم، نکته جالب تر اینکه اگر کم بخونم خوب نمره کم میگیرم، ولی اگر خوب بخونم بازم 2تا حالت داره: یا اون قدر می خونم که بهترین نمره رو بگیرم یا اینکه نه یکم نمره بالا می گیرم، البته جا برای ادامه داره ها ولی زیادیش هم خوب نیست.


پایان پیام!
آقای تکنولوژی!


پ.ن:چه شایعه بازاری شده!
پ.ن1:اگر مطالب رو می خونی، تبریک میگم، موفق شدی! مرغ از قفس پرید.
پ.ن2:روزهای جدید،کیس های جدید را به همراه دارد! با تماس بگیرید 81911 شرکت در بهینه سازی مصرف انرژی




نوع مطلب : آقای تکنولوژی می نویسد!، 
برچسب ها : همکلاسی های علم و فن، دانشگاه علم و فن، دانشگاه علم و فن ارومیه، حرف های یک دانشجو، دانشجو،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 12 آذر 1391
آقای تکنولوژی
سلام به همه
نمیشه ننوشت، هی می خوام از این نوشتن ها دست بکشم ولی خوب بازم با خودم می گم من که مفسر نیستم هرچی می خواهد دل تنگم می گم!
امروز عجب روزی بود ها
احساس کردم بالاخره یه قسمتی از اون حرف هایی که می خواستم بگم به همه رو یکی زد!!!

چه خوب گفت استاد جلیلی
ای کاش و ای کاش که همه بچه ها با گوش هاشون میشندیدن و با عقلشون قبول می کردن!


به طور کلی 2تا نکته رو می خواد از حرف های استاد بیرو بکشم چون بیشتر حرف هایی که زد من دوست داشتم بگم ولی به خاطر مسائلی نمی شد.


دوست خوب ناشناسم ( نظر بی نام میزاری) به قول استاد ما ها اول عیبی دیگران رو می بینیم کاش گاهی هم عیب های خودمون رو ببینیم!!!!!


دوستان من هدف این بود که با هم یه کاری شروع کنیم به قول استاد چرا استفاده کننده فیس ب وک باشیم؟ چرا خودمون یکیشو راه اندازی نکنیم؟


اما پتانسیل می خواد، انرژی می خواد
یاد میاد یه بار که داشتم ایده راه اندازی یه جامعه مجازی رو مطرح می کرد همکلاس ریش سفیدمون برگشت با تمسخر گفت آدم بیاید خیلی بیکار باشه تا از این کار ها بکنه!

شاید حق با اونه یا شاید حق با خیلی های دیگه ایی هستش که این نظر رو دارن
ولی اگه حرف من برا شما ها ارزشی نداره به حرف استادتون فکر کنید ببینید چی گفت بیشینید برای خودتون حلاجی کنید که چرا همیشه عادت کردیم استفاده کنیم؟

بعضی وقتا که سر صحبت باز میشه دلم می خواد همه چی رو مطرح کنم ولی حیف که خیلی برا دوستام و همکلاسی هام ارزش قائلم و نمی خواد لحظه ایی کسی ناراحت بشه

ولی دوست خوبم  اگر کسی تمرینی حل کرده اگه به خاطر دفاع از حقش اعلام می کنه که تمرین رو خودش حل کرده و به صورت علنی اعلام می کنه دلیلی نداره که بخوای با تمسخر از این رفتارش یاد کنی! هنوز صحبت های اون روزت یادم نرفته؟!

کاش به جای این کار یه خط فقط یه خط از تمرین های یکی از درس ها رو حل می کردی بی منت و بدون واحمه از این که بخوای به استاد چه جوابی بدی بین همکلاسی هات پخش می کرد حتی اگه استاد سوال می کرد که چرا تکراری هستش با جرات می گفتی من از اون گرفتم نمی گفتی مال منه بهش دادم!


یا شما دوست خوب ، من قصد ندارم اینجا در مورد کسی حرف بزنم اصلا به من ربط نداره کی با کی ارتباط داره ولی ساختن شایع یا تلخ جلو دادن چهره این فضا گویا برای شما لذت بخش شده! باشه من مقاومتی ندارم  شما روش خودت برای تخریب رو ادامه بده من هم روش خودم برای ساختن و ادامه راه

ولی این مهمه که آخر کدوم راه به روشنی و سبزی میرسه؟!

دوستای خوبم    رنه دکارت می گه :     « داشتن ذهن خوب کافی نیست. مهم به کار بستن آن است. » 
من ادعایی ندارم ولی توانایی هایی کسب کردم  حداقل تو این مدت هرچند کوتاه با توانایی های همدیگه آشنا شدیم حالا که می تونیم همه با هم یه تیم بشیم چرا همدیگه رو تنها بزاریم؟ 

همیشه می گن یک دست صدا نداره، پس بیاین با هم یه جشن برپا کنیم.



پایان پیام!
آقای تکنولوژی!

پ.ن: دلم تنگ نوشتن شده بود!
پ.ن1: راستش را بخواهی رفتن او چیزی را تکان نداده!!!   من هنوز می خندم، قدم میزنم، هستم! اما ....  تلخ تر، تنها تر، بی اعتماد تر





نوع مطلب : آقای تکنولوژی می نویسد!، 
برچسب ها : همکلاسی های علم و فن، دانشگاه علم و فن ارومیه، دست نوشته های یک دانشجو، دانشجویان علم و فن،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 8 آذر 1391
آقای تکنولوژی
کلاس هم اندیشی در مورد معادلات دیفرانسیل

به اطلاع همکلاسی های عزیز می رسونم گروهی از همکلاسی ها برای روز دوشنبه  هماهنگ شده اند تا یه هم اندیشی در مورد درس معادلات دیفرانسیل داشته باشیم. از این رو دوشنبه ساعت 1 تا 3 گروه اول و گروه دوم که کلاس خودمونه ازساعت 3  در محل دانشگاه کلاس هم اندیشی در مورد درس معادلات دیفرانسیل برگزار میشه و از دوستان علاقه مند دعوت میشه که در این کلاس حضور داشته باشند.



نوع مطلب : مطالب درسی، 
برچسب ها : معادلات دیفرانسیل، دانشجو، همکلاسی، همکلاسی های علم و فن، دانشگاه علم و فن ارومیه، علم و فن،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 21 آبان 1391
آقای تکنولوژی


( کل صفحات : 2 )    1   2